سرمای بیرون از شکافِ در و پنجره به داخل اتاق نفوذ می‌کرد. پتو را دور خود جمع کرد و به گل‌های آتش که از سرخی وحدّت افتاده بودند نگاه کرد. جفت عقربه‌های ساعت از نیمه گذشته بود. خیالاتِ جور وا جور از سرش می‌گذشت و به نظرش آمد که اتاق در سکوت و تنهایی کمکم بزرگ می‌شود. پلک‌هایش سنگینی می‌کرد. چشم هایش را بست و شروع کرد به خواندن و زمزمه کردنِ آیات کوچک قرآن. تا صبح خیلی مانده بود. سر را روی بالش گذاشت و تن را رها کرد. احساس سبکی وآرامش می‌کرد. خواب شیرین به سراغش ‌اش می‌آمد و او را با خود می‌‌برد. در خواب بود و به روزهای خوش ‌زندگی و روزهایی که خانه پر از بوی شکوفه‌ی نارنج و عطر گل‌های تازه‌شکفته بود فکر می‌کرد...

موضوع :
پدیدآورندگان :
ویراستار :
نمایه ساز :
شماره نشر :
موجود است؟ :
تعداد صفحات : 140 صفحه
شابک : 7 ـ 129 ـ 190 ـ 964 ـ 978
نوبت چاپ : اول
قطع : رقعی
جلد : 1
قیمت : 2500 تومان

سایر کتاب ها در این زمینه

در خیابان‌های همین شهر
خزر مهران‌فر
شَریر ما جیجاکه وَرزان
مسعود پورهادی
بالشی از خاک
هادی غلام‌دوست
زمان که می‌گذرد
پورووین محسنی آزاد
آدری هیپبورن و تعطیلات رُِمی
فرزانه نامجو
سالیان بد و باد
محمد اکبری