انگشت‌های باریکِ بلند و ناخن های بیضی شکل، بند انگشت‌هایی بدون برجستگی، دکتر دست‌هایی ظریف و کشیده داشت. کاش می‌شد پرسید:« دکتر دست‌هاتون بوی چی می‌ده؟» و فکر کرد اگر کلمات بو داشتند شاید دست‌های دکتر بوی کلمه می‌داد.
دست‌های پدر بوی چوب می‌داد، بوی تراشه‌ی چوب از زیر رنده‌ی نجّاری رد شده. انگشت‌هایش کوتاه بود با ناخن ‌چهار گوش و بنده انگشت‌هایی گره دار و برجسته. سرانگشت ‌هایش زبر بود، آنقدر زبر که انگار آن شب سمباده کشیده بود روی تن دختر. زن مورمورش شد، به حلقه‌ی طلایی رنگ انگشت دکتر نگاه کرد، دلش خواست بپرسد « دکتر بچم دارین؟» نپرسید. کاش می‌شد سرانگشت‌هایش را ببیتد، نباید زبر باشند.

موضوع :
پدیدآورندگان :
ویراستار :
نمایه ساز :
شماره نشر :
موجود است؟ :
تعداد صفحات : 107 صفحه
شابک : 5 ـ 053 ـ 190 ـ 964 ـ 978
نوبت چاپ : اول
قطع : رقعی
جلد : 1
قیمت : 7000 تومان

سایر کتاب ها در این زمینه

سرباز و چتر قرمز
هادی غلام‌دوست
سایه
احمد مسعودی
دماغ شاه
محمدعلی افراشته
او مثل هیچ‌کس
نادیا خوش‌لقا
روژین
مجید دانش آراسته
بالشی از خاک
هادی غلام‌دوست